دیاکودیاکو، تا این لحظه: 14 سال و 5 روز سن داره

فرشته ی کوچک من

پسر من ...تاج سر من...

1393/2/2 23:55
نویسنده : Memol
532 بازدید
اشتراک گذاری

دلبندم این روزها سخت یا آسان سرد یا گرم می گذرد ولی وجود تو و گرمای وجود تو ما را بس.

به 18 ماهگی رسیدی و برای ما با استرس سرما خوردگی و تب تو همراه بود و تاکید دکتر برای به عقب انداختن واکسن و صبر ما برای بهبود کاملت تمام کارها را به هم گره زد. هوا خوب بود و یک روز قبل از واکسن تو به پارک رفتی و روز بسیار خوبی داشتی...و ما به یاد کریسمس در  لارناکا و دبی متحیر بودیم که چقدر زود ، بزرگ می شی و از لحظه لحظه هایت چه ساده لذت می بری.

وزن زیادی اضافه نکردی 11 کیلو خیلی کمه جوجه ی من. بس که در حال دویدنی..قدت بلند شده و الان 85 سانتی متری. باید حداقل 3 کلمه حرف بزنی فکر کردم ؛دیدم چقدر گستره ی واژگانت بیشتر از این حرف هاست.

ماما...بابا...نو(نون)...ما(ماست)...مو(موز)...مااااا(صدای گاو)...آپو(هاپو)...تاد(افتاد)...آآآن آآآن(ماشین)...ااایی(علی)...نی نی...آب...اموم(حموم)...این این این...امو(عمو)...

عاشقتم .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)